الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )
89
ضياء القلوب ( فارسى )
بعضى گمان كردهاند حكم عقل است به وجوب اوّل و عدم حكم او به وجوب ثانى « 1 » . و دلالت مىكند بر تعيين الهى ملاحظهء كيفيت خلقت انسان و رعايت مصالح عظيمه در خلقت اعضا بر وجهى كه مناسب انتفاع مطلوب از آن است مثل اينكه دندان پيش كه كارش بريدن است سرش را تيز كرده است و دندان آسيا كه كارش مضغ « 2 » است سرش را پهن كرده ، و چون ظاهر بودن موضع مضغ باعث بدى به حسب حس و ريختن اجزاء مىشد موضع مضغ را به پوست پوشانيده است ، و غير اين از منافع وافره كه در خلقت انسان رعايت شده است و علماء تشريح تدوين آنچه به عقل درآمده كردهاند . وجه دلالت آنكه لطيفى كه رعايت اين مصالح و منافع در خلقت اعضاء كند يقين است كه با عظم حاجت انسان به مرشد كامل در انتظام امر معاش و معاد ترك رعايت اين منفعت عظيمه نخواهد كرد . چه نيكو گفته است شيخ ابو على در « شفا » بعد از آنكه بيان كرده است احتياج مردم را به بيان كنندهء طريقهء شرع انور كه : پس حاجت مردم به اين انسان در اينكه بماند نوع انسان و متحصل شود وجود آن اشد است از حاجت رويانيدن مو بر پلكهاى چشم و بر دو ابرو و گود كردن گودى از دو پا و امور ديگر از منافع كه ضرورتى به آن منافع در بقا نيست بلكه آنچه در اينها هست آن است كه نفع در بقا دارد . معنى كلام او تمام شد . اين سخن را شيخ اگر چه در نبوت گفته است امّا در
--> ( 1 ) . سفينة النجاة : 46 . ( 2 ) . مضغ : جويدن .